زندگی خوابگاهی خودش پر از داستانهای خندهدار و اتفاقای عجیبوغریبه، ولی اگه چای ماسالا و ادویههاش وسط این ماجراها باشه، دیگه باید منتظر یه کمدی تمامعیار باشی! بذارین از اولین تجربهام برای درست کردن چای ماسالا تو خوابگاه براتون تعریف کنم. داستانی که هم چای ماسالا رو برام به یه خاطره فراموشنشدنی تبدیل کرد، هم چند روز سوژه خنده دوستام شدم.
چای ماسالا و ماجرای ادویههای گمشده
همهچی از اونجا شروع شد که یه روز زمستونی تصمیم گرفتم چای ماسالا درست کنم. ادویهها رو با خودم از خونه آورده بودم، ولی وقتی دنبالشون میگشتم، نصفشون نبود! هر کمد و کابینتی رو که فکرش رو بکنید، زیر و رو کردم، ولی انگار دود شده بودن. بعد از کلی پرسوجو از هماتاقیها، یکی از بچهها گفت: "آها! هل؟ دارچین؟ همونا رو گذاشتم تو قفسه ادویههای عمومی."
رفتم که بیارمشون، ولی دیدم جاشون خالیه! فهمیدم یکی از بچهها اونارو برای "پلو درست کردن" استفاده کرده! هیچی دیگه، مونده بودم که حالا با این وضعیت چیکار کنم.
اولین تجربه درست کردن چای ماسالا تو خوابگاه
با همون ادویههایی که مونده بود، گفتم حالا یه چیزی درست کنم. زعفرون هم که دم دست نبود، به جاش از فلفل قرمز یه ذره ریختم (آره، خودم هم نمیدونم چرا!). بچهها دورم جمع شده بودن و میگفتن: "این دیگه چیه که میخوای درست کنی؟ بوهای عجیبی میاد!"
وقتی چای ماسالا آماده شد، ظاهرش بد نبود، ولی وقتی اولین جرعه رو خوردیم... وای! بچهها شروع کردن به خندیدن و میگفتن: "این دیگه چیه؟ یه نوشیدنیه یا سوپ ادویه؟!" واقعاً حق داشتن؛ هم تلخ بود، هم تند، هم بوی عجیبی داشت.
چای ماسالا و خاطرههای دانشجویی
همون چای ماسالا باعث شد که یه شب پر از خنده تو خوابگاه داشته باشیم. یکی از بچهها گفت: "آقا این ادویههات چی بود ریختی؟!" اون یکی گفت: "شاید بهتر بود اول یه بار دستورش رو میخوندی." ولی با همه این حرفا، اون شب یه چیز خوب داشت: دورهمی گرم و صمیمی که باعث شد کلی بخندیم و با هم خاطره بسازیم.
بعد از اون ماجرا، چای ماسالا تو خوابگاه به یه شوخی تبدیل شد. هر وقت کسی چیزی عجیب درست میکرد، میگفتن: "حواست باشه چای ماسالا نشه!"
چرا چای ماسالا یه خاطره شد؟
چای ماسالا تو اون شب خوابگاه فقط یه نوشیدنی نبود؛ تبدیل شد به یه نشونه از همه خاطرات بامزه و دورهمیهایی که آدم فقط تو دوران دانشجویی تجربه میکنه. اون چای، هرچند افتضاح بود، ولی باعث شد که یه عالمه لحظه شاد کنار دوستام داشته باشم.
چای ماسالا شاید همیشه خوشمزه نباشه، ولی همیشه یه چیز داره: یه داستان برای تعریف کردن، یه لحظه برای به یاد آوردن، و یه حس خوب که تا همیشه تو قلب آدم میمونه.
حالا هر وقت بوی دارچین یا هل رو حس میکنم، اون شب خوابگاه یادم میافته. اگه هنوز تو خوابگاه هستید یا قراره برید، پیشنهاد میکنم یه بار چای ماسالا درست کنید. شاید نه به خاطر طعمش، بلکه به خاطر خاطرههایی که میسازه، مثل من سوژه بخنده ولی خوشحالی بسازه!
- ۰ ۰
- ۰ نظر